شمس الدين حافظ
79
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
بود وقتى در سال 792 ه . ق چراغ عمرش به خاموش گراييد و جسم پاكش در خاك مصلى جاى گرفت . روح پرعظمت و كلام نورانى و پرمفاهيم او رشد كرده ، بالنده شد و كبوترهاى سخن او هركه بود و هرچه كرد ، تمام دلها را در تمام طول تاريخ فتح كرد ، حافظ هركه بود ، يك ناسيوناليست ميهندوست مىباشد كه به سرزمين و موطن خود سخت علاقهمند بوده است و با مژگان خود خاك وطن را چون سرمه بر چشم حقيقتبين خود كشيد . 1 - نمىدهند اجازت مرا به سير و سفر * نسيم باد مصلا و آب ركناباد 2 - ز ركنآباد ما صد لوحش الله * كه عمر خضر مىبخشد زلالش حافظ سرمستى بود كه در مرحله سير و سلوك به ناديدههايى دست يافته بود كه از ديد همگان خارج است و او اين ديدها و آگاهىها را در قالب غزل و شعر تقديم آيندگان كرده است . نيست در دايره يك نقطه خلاف از كموبيش * من كه اين مسئله بىچون و چرا مىبينم شكى وجود ندارد كه حافظ با هر مسلكى به دنبال حقيقت بوده به مسجد و دير و كنشت و مصلا و خانقاه و خرابات و ميخانه و . . . سركشيده تا حقيقت را بيابد و روح بلند او تشنه حقيقت بوده است . دست از طلب ندارم تا كام من برآيد * يا جان رسد به جانان يا جان ز تن برآيد بگشاى تربتم را بعد از وفات و بنگر * كز آتش درونم دود از كفن برآيد در اين موضوع كوچكترين شك و ترديدى وجود ندارد كه حافظ قرآن را از حفظ داشته و با قرآن مأنوس و محشور بوده ؛ عالمى دينى و مذهبى و معتقد بوده است و بارها از بركتى كه از اين مؤانست نصيب وى شده ، خبر مىدهد و مىگويد ، هرچه دارم از بركت قرآن دارم ، او با خواندن قرآن ، به علم و آگاهى و معرفت مىرسد ، به طورى كه مىگويد چهل سال در علوم و فنون قرآن تحقيق و تتبع كرده است . علم و فضلى كه به چهل سال دلم جمع آورد * ترسم آن نرگس مستانه به يغما ببرد اى انسان در اين جهان خاكى و زودگذر ، چه حافظ و سعدى و چه امير مبارز الدين و امير پيرحسين و نادر و كريم خان و . . . باشى ، عمر تو كوتاه و ناپايدار است و انسان فطرتا به حيات جاويدان مشتاق است و آرزوهايش بس بىپايان و خواستههايش نامحدود مىباشد و علىرغم اين امور خواهوناخواه ، امروز يا فردا قاصد مرگ فرامىرسد و به تير اجل گرفتار مىگردد . حكيمى گويد : « مرگ رنجها و مصائب و سختيها را پايان مىدهد » پس از مرگ نبايد هراس داشت بلكه بايد از اعمال و رفتار خود ترس و بيم داشته باشيم زيرا به همان اندازه كه مرگ براى نيكوكاران آغاز خوشبختى و سعادت است ، براى گنهكاران و ستمكاران ابتداى شكنجه و عذاب خواهد بود . چه زيباست كه نام ما در صحيفه نيكوكاران ضبط گردد و اين حاصل نمىشود مگر اينكه در پناه قرآن